«تسخیر» رمانی است که با رویکردی انتقادی و فلسفی، چگونگی استحاله جنایت به «عمل صالح» را در نظامهای استبدادی واکاوی میکند. مسئلهی مرکزیِ اثر، نقدِ «یقین به خیر مطلق» است؛ نویسنده استدلال میکند که استبداد از لایههایِ درونیِ خانواده آغاز شده و با مفاهیمی چون «طهارت» و «نجاست» در سطحِ کلان بازتولید میشود. داستان با ترسیمِ موازیِ سرنوشتِ دو شخصیت (علی و کیا)، فرآیندِ مسخِ انسان به ابزارِ خشونتِ مقدس را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه طبقهیِ «همهچیزدانان» با تسخیرِ ارادهیِ افراد، هرگونه دگراندیشی را به مثابهیِ یک آلودگیِ بیولوژیکی، سرکوب میکنند.
ساختارِ رواییِ اثر، سیری است از خاستگاههایِ متضادِ تربیتی تا رویاروییِ فاجعهبار در چرخهیِ تکرارِ تاریخ. شهسواری با بهرهگیری از آرکتایپهایی چون «پیرزنِ پرنفوذ» و «سربازِ گمنام»، تضادهایِ میانِ ایمانِ صلبِ مذهبی و قداستِ شکآلودِ آگاهی را کالبدشکافی میکند. کتاب، تلاشی است برایِ پردهبرداری از لایههایِ پنهانِ استبدادِ خانگی و نقشِ آن در تداومِ نظامهایِ سرکوبگر. رمان با ترسیمِ پایانبندیِ چرخشی، مخاطب را در برابرِ این پرسش قرار میدهد که آیا راهِ رهایی، در شکستنِ حصارهایِ ایدئولوژیک و بازگشت به «تقدسِ جان» نهفته است؟
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «تسخیر» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و حمایت از «رسالتِ سبز»، آن را به نمادی از همسوییِ «اندیشهیِ رهاییبخش» با «حفظِ تنِ درختان» بدل کرده است. این اثر، دعوتی است برایِ عبور از یقینهایِ مخربِ مذهبی و برپاییِ جامعهای که در آن به جایِ پاکسازیِ خونینِ نجاسات، «جان» والاترین و مقدسترین ارزشِ هستی شمرده شود.